گردو را چه گونه تقسیم میکنند؟
به نام خدا
گردو را چگونه تقسيم ميكنند؟
دو نوجوان در راه كه ميآمدند، گردويي يافتند؛ آن يكي گفت:
- گردو از من است؛ چون اول من آن را ديدم.
دومي گفت:
- خير؛ از من است؛ چون اول من آن را برداشتم.
آن دو بودند چو گرم زدوخورد، دزد سوم ... ؛ نه؛ ببخشيد؛ رهگذري از راه رسيد؛ گردو را گرفت؛ شكست؛ نيمي از پوسته را به اولي داد و گفت:
- اين سهم تو كه اول گردو را ديدي؛
نيم ديگر پوسته را هم به دومي داد و گفت:
- اين هم سهم تو كه اول آن را برداشتي؛
مغز را هم در دهان خودش گذاشت و گفت:
- اين هم سهم من كه زحمت كشيدم و آن را تقسيم كردم.
يادش به خير روزي كه اين داستان را در كتاب درسي «فارسي» ابتدايي خوانديم؛ كلاس سوم بوديم يا چهارم، مهم نيست؛ مهم آن كه به معلم عزيزم گفتم:
- ميشد اين دو دوست طور ديگري رفتار كنند كه كار به اين جا نكشد.
معلم عزيز من نه گذاشت و نه برداشت؛ گفت:
- هر وقت تو شدي نويسندهي كتاب درسي، هر چه دلت ميخواهد، بگو؛ فعلا كسي نظر تو را نپرسيده.
بعدها كه شدم نويسندهي كتابهاي درسي، چند بار دورخيز كردم كه اين داستان را جور ديگري بنويسم و حالا اين يك جور ديگر، يا شايد هم چند جور ديگر:
1- اولي دستش را دراز ميكند؛ گردو را برميدارد و ... الفرار؛ = برنده- بازنده
2- اولي گردو را از وسط نصف ميكند؛ نصفش را خودش ميخورد و نصف ديگر را محترمانه به دوستش تعارف ميكند؛ = برنده- برنده
3- اولي و دومي به مشاجره ميپردازند و ناگهان سر و كلهي قلتشن ديواني پيدا ميشود و ميشود آنچه نبايد بشود. = بازنده- بازنده
... و به قول علما نتيجهي اخلاقي اين كه تمام تعاملهاي ما در اين دنيا از اين سه نوع خارج نيست؛ تا كدام را اختيار كنيم.
و اين هم چند مسئله به سبك ما معلمها براي آزمايش ميزان درك مسئلهي اصلي:
تعيين كنيد نوع رابطهي تعاملي را در قضاياي زير:
الف: هيروشيما و ناكازاكي
ب: كودتاي سيد ضياءالدين طباطبايي
پ: خليج خوكها
ت: ماجراهاي شيخ خزعل، پيشهوري، سيميتقو، ميرزا كوچك خان، كلنل محمدتقي خان پسيان، خالوقربان
ث: ديين بيين فو
ج: ماجراي اخير افغانستان
چ: ماجراي اخير عراق
ح: 28 /5/ 1332
